![]() |
![]() |
|
| فعلا همینطوری |
|
سلام به همه خوانندگان وزین وبلاگم!
از امروز هرگاه قصد این را داشتید که سراغی از من کمترین بگیرید! به این آدرس مراجعه کنید زیرا فردیت من در آنجا تبلور یافته است. منتظرتان هستم |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 12:50 توسط ساده |
|
|
نمیدانم آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که بخواهید در ذهنتان عدم وجود یک پدیده ی مهم و موثر را تصور کنید و از خود بپرسید که "اگر فلان چیز نبود چه اتفاقی می افتاد؟" اما در مورد خود من خیلی از این موارد پیش آمده است به طوریکه می توانم ادعا کنم در مورد تمامی پدیده های مهم این تصور را در ذهنم صورت داده ام و البته در کنار آن به کارهای دیگرم نیز رسیده ام! یکی از آن پدیده های مهمی که در ذهنم عدم وجودش را تصور کرده و به نتایج قابل قبولی! رسیدم دانشگاه علامه طباطبائی بود و با این سوال که "اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود چه اتفاقی در جهان می افتاد؟" شروع به فعالیت ذهنی کردم و نتایجی هم به نوبه خود حاصل شد که به فراخور این مطلب و نیز ظرفیت فیلترهای موجود در اختیار شما عزیزان قرار خواهد گرفت. از آنجائیکه "عدم وجود"، مقوله ای نیست که به صورت عینیت یافته محقق شده باشد و صرفا در ذهنیت افراد انتزاع می شود و انتزاع یک امر در ذهن، طبیعتا به تعیّن آن در خارج از ذهن نمی انجامد! ما مجبور شدیم برای یافتن پاسخ سوال فوق، ابتدا اتفاقاتی را که با بودن دانشگاه علامه طباطبائی به وقوع پیوسته است را مشخص نمائیم تا به صورت کاملا منطقی و بی چون و چرا خلاف آن اتفاقات را در صورت عدم وجود دانشگاه علامه طباطبائی متصور شویم!(اگر متوجه شدید یک صلوات بلند!) اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود این اتفاقات رخ می داد: 1- به خطر افتادن امنیت خاورمیانه همانطور که می دانید دانشگاه علامه طباطبائی بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه می باشد. پس اولین نتیجه ای که می گیریم این است که اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود قطعا این افتخار نصیب یک دانشگاه دیگر می شد چون بالاخره خاورمیانه ی به این بزرگی باید حتما یک "بزرگترین دانشگاه علوم انسانی" داشته باشد و گرنه زمینه ی مساعد برای حضور استکبار جهانی در منطقه سوق الجیشی خاورمیانه فراهم خواهد شد. 2- ناتمام ماندن پروژه عظیم جنبش نرم افزاری در حال حاضر بخش عظیم و یا حتی بخش اعظمی ! از پروژه تولید علم در کشور توسط دانشگاه علامه طباطبائی در دست انجام می باشد و بیم آن می رود که تا چند سال آینده تمام زحمت این پروژه بر دوش این دانشگاه گذارده شود. برای درک بهتر این ادعای ما می توانید به رقم بودجه پژوهشی این دانشگاه در آغاز سال و رقم باقیمانده از بودجه در پایان سال مراجعه نمائید. در ضمن این دانشگاه سالانه بیش از ده هزار جلد کتاب و صدها هزار عنوان مقاله را از درون خود به بیرون منتشر می کند و در اکثر حوزه های علوم انسانی تا حدود زیادی به خودکفائی علمی رسیده است به طوری که تمامی اساتید برای افزایش سطح علمی دانشجویان صرفا به جزوه های غنی خود اکتفا نموده و دانشجو را تا خرخره در علم فرو می برند! پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود پروژه تولید علم ناتمام می ماند. 3- افزایش نرخ بیکاری دانشگاه علامه طباطبائی طبق آمار منتشر شده در سایت این دانشگاه، چیزی حدود 80هزار عدد کارمند اداری، 35 هزارتا کادر خدماتی، 450 هزار قبضه مامور حراست! و نیز به تعداد انگشتان دست اعضای هیات علمی و استاد دارد. و این در حالیست که تعداد دانشجویان روزانه و شبانه این دانشگاه چیزی بالغ بر 3 میلیون نفر می باشد. پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود نرخ بیکاری افزایش می یافت. 4- عدم تدوین نقشه جامع علمی کشور این دانشگاه به دلیل داشتن اعتبار و سطح بالای علمی در رشته علوم اجتماعی، به عنوان مجری تدوین نقشه جامع علمی کشور در رشته علوم اجتماعی انتخاب شده است. بد نیست بدانید که به دلیل عدم مقارنت سطح این نقشه و سطح علمی اساتید علوم اجتماعی این دانشگاه، تدوین این نقشه به دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکتری واگذار گردید و هم اکنون به حول و قوه الهی نقشه آماده بهره برداری می باشد. پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود نقشه جامع علمی کشور ابتر می ماند. 5- بالا رفتن سن ازدواج همانطور که مستحضر هستید در جامعه فعلی ما امر ازدواج به راحتی برای جوانان میسر نیست و مشکلاتی از قبیل اشتغال و مسکن و تحصیلات عالیه در پیش روی جوانان و بخصوص دانشجویان این مملکت قرار دارد. دانشگاه علامه طباطبائی با یک ابتکار جالب توانسته است تا حدودی این مشکل را حل کرده و امر ازدواج را برای جوانان عزیز شیرین سازد. ابتکار جالب این دانشگاه همانا خوابگاه متاهلی ، خانه فرهنگ و بورس تحصیلی می باشد که تحت نظارت مستقیم ریاست محترم و دلسوز دانشگاه به رفع مشکلات مسکن ، اشتغال و تحصیلات عالیه دانشجویان و غیر دانشجویان(!) عزیز می پردازد. پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود سن ازدواج جوانان بالا می رفت. 6- عدم بهبود وضعیت اقتصادی کشور چندی پیش حدود60 تن از اقتصاددانان کشور نامه ای را خطاب به رییس جمهور کشور نوشتند و به نسبت به برخی از مشکلات اقتصادی کشور هشدار دادند و رئیس جمهور عزیز و محترم نیز نامه را خوانده و آن را در جهت بهبود وضعیت اقتصادی کشور به اجرا گذاشت. نکته ای که ما قصد اشاره به آن را داریم این است که حدود یک چهارم امضاکنندگان آن نامه از اساتید اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی بودند لذا دانشگاه علامه در ساختن وضعیت اقتصادی مطلوب کشور در حال حاضر سهم بسزائی داشته است. پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود وضعیت اقتصادی کشور بهبود نمی یافت. 7- پیش آمدن یک چنین سوآلی برای ما در مورد این قسمت صرفا به طرح یک سوال اکتفا می کنیم و از محل متواری می شویم آن هم اینکه اگر انجمن اسلامی طیف علامه نبود آیا ... اتفاق می افتاد؟ پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود انجمن اسلامی طیف علامه ای هم نبود و طبیعتا ... هم اتفاق نمی افتاد! 8- ... اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود فرقی نمی کرد که رئیس جمهور ایران چه کسی است زیرا حتی با آمدن احمدی نژاد و حاکم شدن اصولگرایان هم بسیج دانشجوئی علامه به این حال و روز در نمی آمد. اینهائی که در بالا ذکر شد به قول "مرتن" کارکردهای آشکار این دانشگاه بود و کارکردهای پنهان آن نیز در حد مجاز اینها می باشد: - اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود قطعا دانشکده علوم اجتماعی هم نبود و به تبع آن فمینیستهای دانشکده هم نمی توانستند مراسم هشت مارس را با کمال آرامش در وسط حیاط برگزار کنند. - اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود نه کسانی بی تقوا و نه کسان دیگری "ببو گلابی" خطاب می شدند. - اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود این همه گوشت گاو و ... توسط دانشجویان در سلف خورده نمی شد - اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود قیمت خانه های مجاور ساختمان دانشگاه ترقی نمی کرد!! - اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود شاید حتی بحران اقتصادی گریبانگیر نظام سرمایه داری نمی شد چون این دانشگاه بیشتر از هر جای دیگری کارگر و مارکسیست دارد!!! - اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود شاید هیچ وقت « گشت ارشاد » هم پدید نمی آمد. - اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود شورای عالی انقلاب فرهنگی خبطی را مرتکب نمی شد! . . . - اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود خیلی بد می شد. البته این دانشگاه طبیعتا با تحلیل کارکردگرایانه "یورگن امیل مرتن" دارای کژکارکرد نیز می باشد که ما قصد داریم سراغ آنها نرویم تا منتشر شویم!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 20:24 توسط ساده |
|
|
سلام شاکی نشوید لطفا! طنز به دلیل عدم موافقت سردبیر نشریه "مسلمان امروز" وابسته به بسیج دانشجوئی دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبائی از روی صفحه وبلاگ حذف و به روی صفحه دکستاپ کامپیوترم منتقل شد!! نگران نباشید این طنز در شماره دوم نشریه در آذر ماه چاپ خواهد شد و شما و خانواده های محترمتان را از نگرانی در خواهد آورد! از شما به دلایل مقتضی! پوزش می طلبم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 20:14 توسط ساده |
|
|
این متن نه مقاله است و نه حتی یک یادداشت منسجم! بلکه صرفا به منظور مطالعه ی خانم واحدی و افزایش سطح اطلاعات ایشان تهیه شده است لذا مخاطب اصلی متن ایشان می باشند! سلام خانم واحدی! توضیحاتی را که قصد داشتم در آن جلسه کذائی خدمت شما عرض کنم تا اگر خواستید اظهار نظری در مورد اسلام در یک جمعی بکنید، حرفی برای گفتن داشته باشید را در این نوشته کوتاه برایتان می نویسم. مشکل ما و شما در این است که شما هم مدرنیته را می خواهید و هم اسلام را. و جالب اینجاست که برای جمع کردن این دو سعی در تطبیق دادن اسلام با مدرنیته دارید. اما ما هم اسلام را می خواهیم و هم مدرنیته را(آنانی که به این ادعای من می خواهند خرده بگیرند بدانند که بنده الان در مقام بحث برون گفتمانی هستم و نه در مقام بحث درون گفتمانی)و جالب اینجاست که ما سعی در تطبیق مدرنیته با اسلام را داریم. حال کمی دقت در این تفاوت من و شما این نکته ها را در بر دارد: بند1- مبنای شما در برخورد نظری و حتی رفتاری با چیزها(اعم از پدیده های عینی و ذهنی) شامل مواردی چون "عقل خودبنیاد" ، "خرد جمعی" ، "تجربه" و سایر دستآوردهای بشری می باشد و هر آنچه را که با این ها در تضاد قرار گیرد از سوی شما نفی و مورد تمسخر واقع می شود! اما مبنای ما علاوه بر شامل شدن این موارد، چیز دیگری به نام "دین"(قران، سنت، ولایت) را نیز شامل می شود که اتفاقا سایر موارد را نیز تحت الشعاع و در طول خود قرار می دهد و در صورت تعارض یافته های هر یک از این منابع با آن، این منابع هستند که از سوی ما مورد نفی واقع می شوند. مثالی را خدمت شما عرض می کنم: در پارادایم شما خوب یا بد بودن "شرب خمر" منوط بر این است که شما با منابع خودتان که در بالا ذکر کردم به نتیجه برسید و اگر در آن منافعی یافتید آن را خوب و اگر در آن مضراتی یافتید آن را بد قلمداد می کنید. اما در پارادایم ما، بد یا خوب بودن شرب خمر را دین ما مشخص می نماید "یسئلونک عن الخمر و المیسر..."(219بقره) و حتی اگر دانشمندان بزرگ! با مطالعات و تحقیقات فراوان به این نتیجه برسند که شرب خمر خیلی خوب است باز هم ما شرب خمر را بد تلقی می کنیم(که البته این از نظر شما احمقانه است اما ما با عقل به این نتیجه رسیده ایم که ترجیح دادن عقل بشر به عقل خدا! احمقانه است) تبصره: در مورد ادعای فوق شاید سوال کنید که اگر در یک مساله ای حکمی در قران موجود نباشد آن گاه باید چه کرد؟ پاسخ این است که به سنت که شامل احادیث و سیره معصومین (ع) می شود رجوع خواهیم کرد. و باز سوال می پرسید اگر در آن نیز یافت نشد چه؟ پاسخ خواهید شنید که به "اجتهاد" یا همان "ولایت عصر" رجوع می شود سوال می کنید ولایت عصر دیگر چه صیغه ایست؟! به شما می گویم شما که از محوری ترین اصلی که در دین وجود دارد بی خبرید چرا در مورد دین اظهار نظر می فرمائید؟! جواب را در بندهای دیگر بخوانید بند2- ما این جهان را فانی و آنرا طفیلی جهان باقی دیگر که قیامت نام دارد، می دانیم و لذا حضورمان را نیز در این جهان با حضور در جهان دیگر معنا می دهیم و در غیر این صورت زندگی در این جهان را پوچ و عبث می دانیم. این طرز نگاه به دنیا در برنامه ریزی هایمان برای زندگی دنیوی نیز تاثیر می گذارد. ما دنیا را مزرعه آخرت می دانیم بدین معنی که دنیا و زندگی دنیوی را بی اهمیت نمی دانیم و زندگی در آن را غنیمت می شماریم هر چند برای آن اصالتی قائل نیستیم. اما شما این جهان را فارغ از غیر تعریف نموده و به آن اصالتی تام بخشیده اید و هر چه هست و نیست را محدود به همین دنیا و همین زندگی می دانید لذا زندگی شما و برنامه ریزیتان برای آن با ما متفاوت است. تبصره: این اختلاف در نوع نگاه به دنیا باعث این تفاوت می شود که: ما چون قصد رفتن داریم بیشتر دنبال جمع آوری آذوقه برای سفر هستیم و شما چون قصد ماندن دارید همّ و غم تان در ساختن و لذت بردن در همین جهان خلاصه می شود. و طبیعتا هر آنچه که مانع کامیابی های شما از لذتها و تمتعات این جهان گردد برای شما طرد شدنی ست. بند3- ما خلقت هستی را هدفمند و از سوی خالقی مدبر و حکیم می دانیم و اجزای هستی را مرتبط با کلیت ناظر بر آن می دانیم و بدون در نظر گرفتن هدف غائی خلقت، اجزای هستی را معنا نمی کنیم. اما شما نگاهی جزئی نگر به جهان داشته و سعی در تعریف اجزاء هستی به صورت جزء حزء و یافتن معنای هر یک به تنهائی هستید و در صورت عدم یافتن معنای آنها سعی در ارائه حدسها و تحلیلهای ساختگی برای اقناع و ارضای حس کنجکاوی و حقیقت جوئی بشر می زنید. تبصره: مثالی را برایتان عرض می کنم: ما تفاوتهای میان زن و مرد را دلیل بر هدفمند بودن خلقت و مایه انسجام و بقای هستی می دانیم و این تفاوتهای تکوینی را موثر بر تفاوتهای تشریعی میان آنها می دانیم اما شما به دلیل ناتوانی در تبیین حکمت و مصلحت تفاوتهای موجود میان زن و مرد، ناگزیر در ارائه تحلیلهائی چون "زن، زن متولد نمی شود بلکه توسط جامعه ساخته می شود" و تحلیلهای جالب دیگر میشوید. بند4- ما انسان را مخلوق خدا می دانیم و کمالش را در عبودیت و بندگی تعریف می کنیم و تمام شئون زندگی او را مطابق با میل و خواسته خالق او برنامه ریزی می کنیم و تعریف بندگی را نیز به خود خدا می سپاریم نه میل و تعریف خودمان! اما شما در صورت پذیرفتن این نکته، قائل به اراده و میل مستقل انسان از خالقش هستید و کمال انسان را مطابق با خود انسان تعریف می نمائید. بند5- ما عدالت را به معنی برابری و تساوی و یا تشابه نمی دانیم(یعنی نه برابری نه تشابه و نه تساوی) بلکه عدالت را در تناسب می دانیم. ما معتقدیم که اگر تفاوت منجر به تفاوت شود و تساوی منجر به تساوی شود عدالت رخ داده است و اگر تفاوت به تساوی منجر شود بی عدالتی است. اما شما معتقدید عدالت یعنی برابری و تساوی و تشابه! و در غیر اینصورت بی عدالتی رخ داده است. تبصره:مثال: ممکن است در جامعه ای افرادی معلول و افرادی سالم وجود داشته باشند. ما این تفاوت صرف را بی عدالتی و ظلم خالق تلقی نمی کنیم و بی عدالتی را آنجائی می دانیم که از هر دو انتظار برابر و مساوی برود. طبیعی است که از یک معلول انتظاراتی را که از یک فرد سالم می رود نباید داشت و اگر داشته باشیم بی عدالتی کرده ایم. ما این آیه را مبنای تعریفمان از عدالت می دانیم: «لایکلف الله نفسا الا وسعها» یعنی از هر کسی اندازه وسعش انتظار می رود. تبصره: ما تفاوتهای تکوینی و تشریعی را فاقد ارزش می دانیم و چیزی که برای ما دارای ارزش است همانا تفاوتهای اکتسابی می باشد. میان زن و مرد، سالم و معلول، ضعیف و قوی، فقیر و غنی، باهوش کم هوش، عرب و عجم و غیره تفاوت ارزشی وجود ندارد و آنچه که مبنای ارزش گذاری است همانا این آیه از قران است که: «... انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقکم...» اما شما به دلیل نگاه جزئی نگر و منقطع به هستی، تفاوتها را برنمی تابید! بند6- ما به دلیل اینکه انسان را بنده و عبد تعریف می کنیم او را مامور به تکلیف می دانیم و نه مامور به نتیجه. یعنی برای ما رعایت و انجام تکلیف توسط انسان دارای ارزش است و نه لزوما رسیدن به نتیجه. اما شما نتیجه را البته با تعریف خودتان، مهم و حیاتی می پندارید. بند7- ما معتقدیم خداوند قوانین و احکامش را برای نوع انسانها صادر فرموده اند و نه برای تک تک افراد. زیرا در غیر اینصورت قران را مثنوی هفتاد من می یافتیم. بندهای دیگری هم در پارادایم ما وجود دارد که به دلیل نگنجیدن در این مقال از ذکر آنها معذوریم. و در صورت تمایل به دانستن آنها می توانید روی کمک بنده به عنوان "تئوریسین دنیای اسلام" حساب نمائید! خوشحال می شوم اگر نقدی دارید با ذکر آدرس نقد مرا مطلع نمایید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 13:23 توسط ساده |
|
|
یه روزی به همه تون میگم که ازتون متنفرم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 8:57 توسط ساده |
|
|
شور و نشاط سياسي از ملزومات داشتن جامعهاي سالم و پوياست و بدون شور و نشاط سياسي جامعهاي سالم و پويا پديد نميآيد و بدون داشتن جامعهاي سالم و پويا شور و نشاطي نيز در ميان نخواهد بود. هرازچندگاهي در فضاي سياسي کشور زمينههايي براي ايجاد و گسترش شور و نشاط سياسي پديد ميآيد که پاسداشت و حفظ و استمرار آنها وظيفۀ ملي و بلکه ميهني افراد و نهادهاي جامعه است. زمينههايي که کليه افراد و نهادهاي جامعه بايد بر اساس وظيفه ملي و بلکه ميهني خود آنها را پاس دارند و در حفظ و استمرارشان بکوشند. اينجانبان، امضاکنندگان اين بيانيه، ضمن ابراز نارضايتي شدید از استيضاح جناب آقاي «دکتر علي کردان»، خواستار حضور مستمر و سبز ايشان در صحنه سياست و مديريت کشور ميباشيم و از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي که برآيند خواستههاي قاطبه ملت و از جمله ما ميباشند، خواهشمنديم با دادن رأي منفي به استيضاح «دکتر علي کردان»، از انهدام فضاي شور و نشاطِ حاصله از ايشان جلوگيري نموده، جامعه ايران را نسبت به ادامه و امتداد فضاي شور و نشاط سياسي اميدوار نمايند. با تشکر و امتنان فراوان جمعي از طنزنويسان مطبوعاتي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:26 توسط ساده |
|
|
صورت جلسه اول بسمه تعالي بهترين عبادت کسب رزق حلال است پيامبر اکرم(ص) متن صورت جلسه نوآوري و شكوفائي فرهنگ با حضور وزير و معاونين و مشاوران. حاضرين جلسه: وزير ، معاون وزير، معاون اجرائي وزير، دبير وزير ، مدير كل وزير، مشاور وزير در امور شكوفائي، مشاور وزير در امور نوآوري نماينده مشاوران جوان وزير، راننده وزير، محافظ وزير، معتمدين وزير و همكاران وزير در مراكز استانها. غائبين جلسه: همه آمده بودند. تاريخ جلسه: 1/1/87 ساعت 11صبح(پس از پيام نوروزي) در ابتداي جلسه وزير محترم در مورد لزوم نوآوري و شكوفائي به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان ابتدا با اشاره به اينكه سال جديد سال پركاري براي فرهنگ كشور خواهد بود افزودند: بنده قبل از اينكه امسال سال نوآوري و شكوفائي ناميده شود قصد داشتم در سال جديد دست به نوآوري و شكوفائي بزنم. وزير محترم در ادامه سخنان خود گفتند: امسال قصد ما اينست كه با رويكرد جديد و تازه اي به کارها بنگريم و كارهاي نو و شكوفا شده اي را انجام دهيم ولي قبل از آن بهتر است که مشخص کنيم تلفظ صحيح این کلمه شِکوفائي است يا شُکوفائي؟. وزیر محترم همچنین بر لزوم برگزاری همایش ها و سمینارها با موضوعیت نوآوری و شکوفائی تاکید کرده و افزودند نوآوری و شکوفائی بدون کار تئوریک و مطالعات پژوهشی فراوان امکانپذیر نخواهد بود. همچنين ايشان بر لزوم تشكيل جلساتي با موضوع نوآوري از سوي ستادهاي ذيربط تاكيد كردند. در 15 دقيقه پاياني هر كدام از حاضرين به رئوس مطالب و پيشنهادات خود اشاره اي داشتند مصوبات اين جلسه به شرح زير مي باشد: 1- مکاتبه با فرهنگستان ادبيات فارسي براي مشخص شدن تلفظ صحيح کلمه شکوفائي 2- لزوم حفظ و تقويت آرمانهاي فرهنگي انقلاب و امام راحل با محوريت نوآوري و شكوفائي 3- گسترش فرهنگ خوب و سالم در جامعه با تاكيد بر نوآوري و شكوفائي فرهنگي 4- مقابله با تهاجم فرهنگي غرب با محوريت نوآوري و شكوفائي . . . 43- تغییر نام ستاد اتحاد ملی و انسجام اسلامی به ستاد نوآوری و شکوفائی 44- برگزاری همایش و سمینارهای جهانی حول محور نوآوری و شکوفائی 44- تشکیل کلاسهای آموزشی و پژوهشی به منظور افزایش ظرفیتهای مطالعاتی جول محور نوآوری و شکوفائی . . . 82- افزايش 30 برابري بودجه فعاليتهاي قرآني با تاكيد بر نگاه نوآورانه به قرآن 83- تاكيد بر ضرورت تشكيل جلسات شكوفائي فرهنگ توسط همه دستگاههاي ذيربط در عرصه فرهنگ با محوريت نوآوري و شكوفائي
در پايان به دليل غلبه جو نوآوري و شكوفائي، از حاضران پذيرائي به صرف سمبوسه و سس لبناني صورت گرفت.
صورت جلسه دوم. بسمه تعالي پاکيزگي جزيي از ايمان است پيامبر اکرم(ص) متن صورت جلسه نوآوري و شكوفائي فرهنگ با حضور مديران کل و معاونين و مشاوران حاضرين جلسه: مدير كل، معاون مدير كل، معاون اجرائي مدير كل، مشاور مدير كل در امور شكوفائي، مشاور مديرکل در امور نوآوري، راننده مديرکل، معتمدين مديرکل و ساير دست اندركاران مدير كل غايبين جلسه: همه آمده بودند تاريخ جلسه: 1/1/87 ساعت 14 بعدازظهر(بعد از جلسه اول) در ابتداي جلسه مدير كل محترم در مورد لزوم نوآوري و شكوفائي به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان با تاكيد بر سخنان وزير محترم گفتند: تمامي نهادهاي وابسته از اين به بعد موظف هستند اقدامات نوآورانه اي را در عرصه فرهنگ انجام دهند.ايشان همچنين افزودند: همه دستگاههاي اجرائي بايد اقدام به تشكيل چنين جلساتي با محوريت شكوفائي نموده و تصميمات لازم را جهت اجرائي شدن مصوبات اتخاذ نمايند. در پايان جلسه صحبتهاي سايرين به دليل ضيق وقت به جلسه بعدي موكول شد. مصوبات اين جلسه به شرح زير مي باشد: 1- تاكيد بر سخنان وزير محترم با محوريت نوآوري و شكوفائي فرهنگي 2- لزوم حفظ و تقويت آرمانهاي فرهنگي انقلاب و امام راحل با محوريت نوآوري و شكوفائي 3- گسترش فرهنگ خوب و سالم در جامعه با تاكيد بر نوآوري و شكوفائي فرهنگي 4- مقابله با تهاجم فرهنگي غرب با محوريت نوآوري و شكوفائي . . . 42- پیگیری نامه ارسال شده به فرهنگستان ادبیات فارسی با محوریت نوآوری و شکوفائی 43- نصب بیلبوردهای فرهنگی در سطح شهر با محوریت نوآوری و شکوفائی . . .
124- تاكيد بر برگزاري جلسات اجرائي صرف براي اجراي مصوبات و پرهيز از كلي گوئي با محوريت نوآوري و شكوفائي.
در پايان پذيرائي به صرف آيس پك از مسئولين مربوطه صورت گرفت.
صورت جلسه سوم بسمه تعالي به پدر و مادر خود احترام بگذاريد قران کريم متن صورت جلسه نوآوري و شكوفائي با حضور مسئولان ستادها و دستگاههاي اجرائي. حاضرين جلسه: مسئول ستاد، معاون ستاد، معاون اجرائي ستاد، مشاور مدير ستاد، همکاران مدير ستاد و ساير عوامل اجرائي غائبين جلسه: باز هم همه بودند تاريخ جلسه: 1/1/87 ساعت 16 بعدازظهر در ابتداي جلسه مسئول ستاد در مورد لزوم نوآوري و شكوفائي به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان با تاكيد بر سخنان مديركل محترم گفتند: ما بايد تا جائي كه امكان دارد فرهنگ را شكوفا كنيم و نيز فرهنگ نوآوري را در ميان مردم نهادينه نمائيم.ايشان با تاكيد بر اينكه ما فقط موظف به اجراي مصوبات هستيم افزودند: ديگر زمان حرف زدن به پايان رسيده است و ما فرصت زيادي در پيش نداريم و به نظر مي رسد بايد تمام همت خود را صرف اجرا نمائيم. در پايان به هر كدام از حاضرين فرصت داده شد تا مطالب خود را به صورت كتبي به مسئول مربوطه منتقل كنند. مصوبات اين جلسه به شرح زير مي باشد: 1- تاكيد بر سخنان مدير كل محترم با محوريت نوآوري و شكوفائي فرهنگي 2- لزوم حفظ و تقويت آرمانهاي فرهنگي انقلاب و امام راحل با محوريت نوآوري و شكوفائي 3- گسترش فرهنگ خوب و سالم در جامعه با تاكيد بر نوآوري و شكوفائي فرهنگي 4- مقابله با تهاجم فرهنگي غرب با محوريت نوآوري و شكوفائي . . . 45- تعويض استکان ها و ليوان هاي اداره با محوريت نوآوري و شکوفائي 46- تغيير يونيفرم کارمندان حراست و کادر نظافتي اداره با محوريت نوآوري و شکوفائي 47- تغيير ساعات کار اداري از 8صبح به 8:30صبح با محوريت نوآوري و شکوفائي 48- ايجاد تنوع در برنامه غذائي کارمندان اداره با محوريت نوآوري و شکوفائي . . . 124- لزوم فاصله انداختن بين نماز جماعت ظهر و نماز جماعت عصر با محوريت نوآوري و شکوفائي
در پايان جلسه پذيرائي به صرف چاي و قليان از حاضرين صورت گرفت.
چاپ شده در نشريه راه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 14:26 توسط ساده |
|
|
دانشگاه علامه طباطبائي يكي از معروفترين و معتبرترين مراكز علمي جهان است به طوري كه نامش به همراه دانشگاههاي بزرگ جهان چون هاروارد و آكسفورد در مجامع علمي برده ميشود.البته در حدود سه، چهار سالی است که نامش در مقابل نامهایی چون "صفر پنج کرمان" ، "عجب شیر" ، "سیرجان" و "دانشکده افسری امام علی(ع)" نیز برده می شود! ساختمان مرکزی اين دانشگاه در کنار اتوبان همت و در دهکده المپیک واقع است اما دانشکده های آن هر کدام در نقطه اي دوردست از شهر شلوغ تهران واقع شده است كه براي پيدا كردن آن نه تنها كتاب اول بلكه كتاب دوم و سوم هم هيچ كمكي به دانشجو نميتواند بكند. همانطور که قبلا هم اشاره شد به لحاظ علمی و اکادمیک، این دانشگاه سایر دانشگاههای کشور و حتی جهان را به خاک سیاه نشانده است به طوریکه علاوه بر هیات علمی آن، تک تک کارمندان و خدمه ی این دانشگاه نیز از سطح علمی به شدت بالائی برخوردارند. پیشنهاد می کنم به خودتان ببالید زیرا در این چهار سال به اندازه چهل سال به بار علمی شما افزوده خواهد شد. ریاست محترم این دانشگاه فردی متدین، روحانی، سید اولاد پیغمبر، شاگرد درس خارج علما و مراجع تقلید، عارف بالله و معتقد به نظام می باشد. ایشان فردی رقیق القلب و مهربان بوده و در عین حال از دافعه ی خیلی خفنی نیز برخوردارند به طوریکه می توان ایشان را مصداق کامل " اشداء علی الکفار و رحماء بینهم" دانست. ایشان بیش از هر فرد دیگری آشنا به امور دانشجویان و اساتید می باشند و از همین جا به وزیر محترم علوم که اتفاقا ایشان هم شخصیتی به غایت علمی دارند و نیز شورای عالی انقلاب فرهنگی و شخص ریاست محترم جمهور بابت انتصاب شایسته این سید عزیز به فرماندهی دانشگاه علامه تبریک عرض می کنیم. این دانشگاه نیز همچون سایر دانشگاههای دیگر دارای چندین و چند تشکل دانشجوئی می باشد که به دلیل متکثر بودن فضای دانشگاه و آزادی بی حد و حصر موجود در این فضا، همه ی آنها به صورت کاملا دموکراتیک و آزاد به فعالیت مشغول هستند. اولین تشکل دانشجوئی بسیج است که متشکل از برادران و خواهران دلسوز و متدین می باشد و هر سال قویتر از پارسال فعالیتهایش را آغاز می کند. این تشکل به شدت مردمی و محبوب با عنایت به سند چشم انداز 20ساله و نیم نگاهی به منشور اخلاقی دانشگاه! سعی در گسترش فرهنگ انقلابی در میان دانشجویان دارد و برای این منظور از هیچ تلاش و مبارزه ای فروگذار نمی کند. البته مسائل دیگری نیز در درون بسیج وجود دارد که وجدانا به شما مربوط نمی شود. دفتر مرکزی این تشکل مردمی در خانه فرهنگ دانشگاه تعبیه شده است و هر دانشکده ای هم به فراخور حال دانشجویان خود اتاقی را به این تشکل به شدت مردمی اختصاص داده است. از اهم فعاليتهاي بسيج ميتوان به حضور مستمر در نماز جماعت،خواندن قران و تعقيبات بعد از نماز،پخش نوار مداحي و نوحه براي اعضاي بسيج در دفتر بسيج،برگزاري نشستهاي علمي با حضور اساتيد بزرگ كشور براي در و ديوار و فعاليتهائي از اين قبيل اشاره كرد. البته چند صباحی است که فعالیتهای بسیج... نه نه ببخشید این حرفها به شما مربوط نمیشه! دومین تشکل دانشجوئی انجمن اسلامی می باشد که به گفته شاهدان عینی، در دو سال اخیر این تشکل از تشکل قبلی مردمی تر و دموکراتیک تر شده است. اعضای این تشکل توسط عده ای از افراد خاص الخاص و معلوم الهویه به ریاست دانشگاه معرفی می شوند و پس از طی شدن مراحل مربوطه به تائید فرماندهی محترم دانشگاه در آمده و سپس برای انتخابات در اختیار عموم قرار می گیرند و از روی اتفاق رای آورده و به مدت یکسال در خدمت اسلام و مسلمین در می آیند. البته انجمن در سالهای گذشته ماهیتی دیگر داشت و فعالیتهای جذابی برای دانشجویان اجرا می کرد مثلا فعالیتهائی از قبیل برگزاري تحصن در حياط دانشگاه به دليل وجود ترافيك سنگين در اتوبان همت، برگزاري تحصن در حياط دانشگاه به دليل نبودن ميرزا قاسمي در برنامه غذائي دانشگاه، برگزاري تحصن در حياط دانشگاه به دليل كشته شدن سهراب به دست رستم، برگزاري تحصن در حياط دانشگاه به دليل برنده نشدن يكي از اساتيد در قرعه كشي بانك ملت و تحصنهاي ديگر. در سال جدید ما نیز از فعالیتهای انجمن اسلامی بی خبریم و مانند شما منتظر ادامه برنامه هستیم. یک تشکل دیگر هم در این دانشگاه فعال است که البته دانشجوئی نیست اما دانشجویان در آن فعالیت می کنند و آن جهاد دانشگاهي است كه معمولا گل و بلبل ها در آن جمع ميشوند. دانشجويان زيادي هستند كه بعد از 4سال تحصيل در اينجا هنوز نميدانند كه فعاليت اصلي جهاد چيست لذا ما احتمال ميدهيم كه شما هم بعد از 4سال نخواهيد فهميد. چند نمونه از فعاليتهاي جهاد به شرح زير است 1- برپائي مراسم شب شعر در وسط روز2- برگزاري كلاسهاي زبان،جلسات مشاوره ازدواج، آشپزي(البته براي خواهران)، جلسات مشاوره ازدواج،حافظ شناسي، جلسات مشاوره ازدواج، موسيقي، جلسات مشاوره ازدواج و كلاسهاي ديگري كه نياز باشد3- پذيرفتن سفارشهاي مراسم عروسي،عزا و حاجي خوران با كادر مجرب و فعالیتهائی از این قماش. دانشگاه علامه طباطبائی مثل دانشگاه صنعتی امیرکبیر از نعمت داشتن نهاد رهبری نیز برخوردار است که به حمدالله نماز جماعت را بدون وقفه برگزار می نماید و خدا را شکر! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 15:58 توسط ساده |
|
|
مرد از زن كه به شدت احساس زيبايي ميكرد، پرسيد: ***** در كلانتري پيش از آنكه افسر نگهبان پرسشي بكند، زن گفت: جناب سروان! من از دست اين آقا شاكيام. به من اهانت كرده.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 10:54 توسط ساده |
|
|
مجري: به نام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه بر نگذرد سلام عرض مي كنم خدمت شما بينندگان عزيز شبكه چهارم سيما و اميدوارم روز خوبي را تاكنون سپري كرده باشيد و تشكر مي كنم. از اينكه برنامه ما را براي ديدن انتخاب كرده ايد ان شاءلله كه تا پايان برنامه ما را همراهي بفرمائيد. برنامه امشب ما اختصاص دارد به يك ميزگرد فرهنگي با موضوع جايگاه فرهنگ و تطورات آن در گفتمانهاي گذشته تا كنون با حضور جناب آقاي سازنده، جناب آقاي مصلحي و جناب آقاي عدالتيان نمايندهاي سه دولت برگزار مي شود اميدواريم مورد رضايت شما عزيزان قرار بگيرد. خب جناب آقاي سازنده خواهش مي كنم اگر در ابتدا حرفي داريد با بينندگان عزيز بفرمائيد سازنده: بسم الله الرحمن الرحيم. سلام عرض مي كنم خدمت شما و همكارانتان در اين برنامه و همچنين بينندگان عزيزي كه در حال حاضر اين برنامه را تماشا مي كنند و اميدوارم هر كجا كه هستند در رفاه كامل به سر ببرند. مجري: تشكر مي كنم از شما. جناب آقاي مصلحي بفرمائيد مصلحي: به نام خدا و عرض سلام خدمت شما مجري محترم و همكارانتان و تمام شهروندان جامعه كه هم اكنون در حال تماشاي اين برنامه مردم پسند هستند. اميدوارم هميشه آزاد و آزاده باشند. مجري: ممنون از شما. جناب آقاي عدالتيان تمنا مي كنم. عدالتيان: بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر... بنده هم سلام عرض مي كنم خدمت شما و مردم عزيزي كه هم اكنون بيننده اين برنامه هستند و اميدوارم در تمامي لحظات زندگي مورد عنايت حضرت ولي عصر ارواحناه له الفدا قرار بگيرند. مجري: با تشكر از ميهمانان عزيز. خب ابتدا اگر اجازه بدهيد بحث را از آقاي سازنده شروع كنيم. آقاي سازنده به نظر شما فرهنگ در جامعه چه جايگاهي دارد و چگونه مي توان سطح فرهنگ عمومي را در جامعه ارتقاء بخشيد؟ سازنده: بله سوال خيلي خوبي كرديد. به نظر بنده فرهنگ ارتباط نزديكي با مسائل معيشتي مردم و رفاه آنها دارد به طوري كه مي شود گفت رفاه اقتصادي يكي از مهمترين علل توليد فرهنگ در جامعه مي باشد و برعكس اگر رفاه اقتصادي و امنيت معيشتي وجود نداشته باشد اساسا فرهنگ نيز بي معني خواهد بود. همانطور كه دانشمند و روانشناس بزرگ جناب آقاي مازلو هم در مثلث خود اين نكته را تاكيد كرده اند كه تا وقتي نيازهاي ابتداي و معيشتي افراد برآورده نشده باشد گرايش به مقولات فرهنگي در افراد وجود پيدا نخواهد كرد. مجري: ممنون از پاسخ كامل شما. آقاي مصلحي لطفا بفرمائيد مقوله فرهنگ از چه جنسي است و اصطلاحا ماهيت فرهنگ چيست و اهميت آن در جامعه به چه شكل مي باشد؟ مصلحي: بله با تشكر از سوال زيباي شما. ببينيد در دنياي امروز فرهنگ و سياست بهم گره خورده اند و نمي توان اين دو را جداي از هم تصور كرد. به نظر من در حال حاضر فرهنگ و مقوله فرهنگي ماهيتي سياسي پيدا كرده است و با تغييرات سياسي شكل و انسجام مي يابد. هر چقدر فضاي سياسي جامعه به سمت دموكراسي و جامعه مدني پيش برود فرهنگ نيز در آن جامعه رشد پيدا مي كند و به طور كلي توسعه سياسي عامل مهم شدن فرهنگ در جوامع مي باشد زيرا وقتي مردم نسبت به مطالباتشان آگاهي مي يابند و خود را دخيل در اداره جامعه مي بينند خواه ناخواه گرايشات فرهنگي نيز در درون آنها شكل مي گيرد. مجري: جناب آقاي عدالتيان به نظر شما فرهنگ در يك جامعه چگونه شكل مي گيرد؟ عدالتيان: به نظر بنده حقير فرهنگ امري ساده و همه فهم است و نيازي به تشكيلات و دستگاههاي مختلف ندارد و بايد از خود مردم شروع شود. شكل گيري فرهنگ به تلاش و پشتكار يك ملت بستگي دارد. يك جامعه با اتكا به قدرت و همت يكايك افراد خود و با مقابله با اقتدار ابرقدرتهاي جهان و دسيسه هاي فرهنگي آنان به فرهنگ دست پيدا مي كند و در مقابل قدرتهاي زورگو خواهد ايستاد.
ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 13:16 توسط ساده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
تو به من خندیدی، قلب من باز گریست
قلب من باز ترک خورد و شکست |
| پیوندهای روزانه |
|
سايت بچه هاي مسلمان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
من در سایت لوح وبلاگ ديگر من مطالبات انقلاب فرهنگي رئيس کل العالم المعظم و الاستاذ الکرام حاج عليرضا سبقتي الکبير قدس الله نفسه الزکيه دام افکن |
|
RSS
|